۱۴۰۵-۰۷-۲۷

شلیک مستقیم دشمن به فرمانده عاشق شهادت/ شهریار گیلانغرب و دلاور کرمانشاه

سردار شهریار قلی پور در نخستین روز از ماه مهر سال ۱۳۴۳ در روستای سرپلک از توابع دهستان ویژنان در شهرستان گیلانغرب متولد شد، شهید قلی پور با شروع جنگ تحمیلی در مهر ماه سال ۵۹ با وجود اینکه تنها ۱۶ سال سن داشت داوطلبانه عازم جبهه شد پس از اتمام دوره سربازی به عضویت سپاه گیلانغرب درآمد.

شهید قلی پور در جبهه مدارج ترقی را تا سطح فرماندهی گردان سلمان از تیپ مسلم بن عقیل به سرعت طی کرد و در عملیاتی که در منطقه ماموت عراق انجام شد و همچنین در عملیات کربلای ۵ که فرماندهی گردان سلمان را بر عهده داشت، مجروح شد.

شهید قلی پور فرماندهی گروهی از رزمندگان اسلام تحت عنوان گروه ضربت را بر عهده داشت که در عملیات های مختلف از جمله کربلای ۱، کربلای ۵ و نصر ۴ ضربات موثری بر یگان های نظامی و ستادی دشمن وارد کردند.

اسفند ماه سال ۱۳۶۶ پس از تک نفوذی نیروهای بعثی در محور تنگاب در جبهه گیلانغرب، شهید قلی پور عهده دار طراحی یک عملیات با نام انتقام شد که در دستور کار رزمندگان اسلام قرار گرفت.

در ۲۳ اسفند ماه سال ۱۳۶۶، عملیات به قصد انتقام پس از دستیابی به اهداف مورد نظر توسط این فرمانده شهید که تا عقبه دشمن نفوذ کرده بود و نزدیک به ۱۴ کیلومتر همراه گروه خود پیشروی داشت حتی سنگرهای کمین دشمن را نیز رد کرده بود، در این محور اجرا شد.

شهید قلی پور و برخی یارانش پس از دور زدن دشمن و اسارت تعدادی از نیروهای آنها و انتقال به محور نیروهای خودی در بازگشت مجدد به همراه تعدادی از همرزمانش در محاصره دشمن قرار گرفت و پس از مجروح شدن اسیر شد.

با اطلاع نیروهای بعثی از اینکه او فرماندهی گروه ضربت را عهده دار است پس از اینکه نتوانستند اطلاعات نظامی را از این فرمانده دلاور بگیرند ناجوانمردانه و با شلیک گلوله مستقیم او را به شهادت رسانند.

با پایان جنگ تحمیلی و اطلاعات بدست آمده از نحوه شهادت شهید قلی پور، محل دفن این شهید شناسایی و پیکرش از این مکان در خاک عراق به گلزار شهدای گیلانغرب منتقل و با استقبال و تشییع باشکوه مردم به خاک سپرده شد.

افسانه قلی پور یکی از خواهران این شهید نقل می کند که یادم می آید پدرم بعد از مجروحیت اولش به لحاظ وابستگی از او خواست خط مقدم نرود او از این حرف پدر چهره اش برافروخته شد و گفت، اگر این را از من بخواهید دیگر به این خانه نمی آیم.

یکی از همرزمان این شهید گفت: شهریار فرماندهی شجاع، نترس و لایق بود که در تمرین های نظامی خودش جلوتر از سایر نیروها حرکت می کرد و مرتب ابتدا و انتهای ستون های رزمندگان را کنترل می کرد و نسبت به اسرای عراقی هم مهربان بود و حتی اسرای مجروح را خودش بر روی دوش می گرفت و حمل می کرد.

یکی از همرزمان این شهید که شب قبل از شهادت همراه او بوده نقل می کند، شب قبل از عملیات گروه ضربت با نام عملیات انتقام، رفت و غسل شهادت کرد و گفت: اطمینان دارم که بزودی شهید می شوم.

About The Author